تبليغاتX
رامین مولایی

رامین مولایی

ترجمه هایی از ادبیات دنیای اسپانیایی زبان

Go to fullsize imageزماني كه ادبيات از واقعيت جدا شود، به ادبياتي نامانا بدل مي گردد

                                                                                  ماريو بارگاس يوسا

سِررانو  آرسه

ترجمه: رامين مولايي

« بينوايان » ويكتو هوگو مورد توجه «ماريو بارگاس يوسا» است چرا كه: بينوايان آخرين رمان كلاسيك برجسته جهان است، درست همان گونه كه «مادام بواري » اولين رمان برجسته مدرن است. اينها بسيار به هم نزديك هستند هرچند كه مادام بواري پيشتر از بينوايان منتشرشد. بينوايان به واقع دايره رمان كلاسيك را كامل كرد و بست. بينوايان مرا به واسطه افكار واحساسات بنيادين و وسوسه هاي انساني  كه در طول داستان به كار گرفته شده اند، به شدت متأثر ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 12:15  توسط رامین مولایی  | 

Go to fullsize image
نويسندگى و كرم كدو

حسين ياغچى:
ماريو بارگاس يوسا در ايران، نويسنده اى ناشناخته نيست چه، بسيارى از آثار او توسط مترجمان تراز اولى همچون عبدالله كوثرى و... ترجمه شده كه از آن جمله مى توان به كتاب هايى نظير: گفت وگو در كاتدرال، جنگ آخر زمان، سوربز، عصر قهرمان، زندگى واقعى آلخاندرو ماتيا و... اشاره كرد.اما اخيراً كتاب ديگرى از اين نويسنده انتشار يافته كه «نامه هايى به يك نويسنده جوان» نام دارد و مترجم آن رامين مولايى است و انتشارات مرواريد آن را به چاپ رسانده است. اين كتاب نظريات يوسا پيرامون امر داستان نويسى را در بردارد و براى بررسى آن در اينجا بايد اندكى به رمان هاى قبلى اين نويسنده توجه كرد. اصولاً در تحليل و نقد داستان هاى يوسا به دو نكته مجزا از هم اشاره مى شود. نخست، عقايد سياسى اوست كه مى توان سير آن را از زمانى كه معتقد به سوسياليسم بوده تا همين اواخر كه پايبند سرسخت ليبرال دموكراسى شده، پى گرفت. مضمون سياست در تمام آثار يوسا به نحوى حضور داشته و مى توان گفت كه مهمترين دغدغه اش بعد از داستان نويسى به شمار مى رود. اما به اعتقاد بسيارى، مهمترين دليل اقبال داستان هاى يوسا را بايد در نحوه داستان پردازى او جست وجو كرد. چه، اگر خواننده آثارى نظير گفت وگو در كاتدرال يا جنگ آخر زمان و... بوده ايد مى دانيد كه آنچه بيش از همه توجه خوانندگان را در حين خواندن اين داستان ها برمى انگيزد، ساختار پيچيده، تودرتو و هوشمندانه اى است كه در نهايت شكلى پازل گونه در ذهن بر جاى مى گذارد و باعث مى شود كه خواننده چندين و چندبار آن را بخواند و با هر بار خواندنش لايه هاى پنهان ديگرى در آنها كشف كند.

بسيارى از علاقه مندان يوسا به دليل وجود همين ويژگى ها پى گير مصاحبه ها و اظهارنظرات او هستند و به همين خاطر كتاب «نامه هايى به يك نويسنده جوان» منبع خوبى براى اينان به شمار مى رود. چه، نظريات يوسا پيرامون داستان نويسى در بسيارى موارد، بديع و نو به نظر مى رسد. مثلاً او پيرامون سبك و لحن يك داستان معتقد است كه بايد بيش از همه توانمند باشد و در عين حال ارزشگذارى خوب و بد در مورد آن جايز نيست. چرا كه نمى توان آن را براساس معيارها و اصول خاصى سنجيد و ارزشيابى كرد.به هر حال اين كتاب هم يكى ديگر از آن كتاب هاى يوسا است كه احتمالاً مجبور به خواندن چندين و چند باره اش هستيم. چه، به نظر مى رسد كه درك و دريافت درست آن با يكبار خواندن حاصل نمى شود.

بارگاس يوسا در بخشى از فصل اول كتاب، علاقه يك نويسنده به نوشتن را، به كرم كدويى تشبيه مى كند كه در وجودش قرار گرفته است. او مى نويسد: «حرفه ادبيات سرگرمى يا ورزشى براى گذراندن اوقات فراغت نيست، بلكه يك دلمشغولى مدام، بى وقفه و اختصاصى است و نيازى ضرورى و مقدم. همچنين انتخاب آزادانه خدمتى است كه از قربانيان خود (قربانيان خوشبخت خود) برد گانى تمام عيار مى سازد... ادبيات هم سواى فعاليتى مداوم كه تمام هستى و وقت فردى كه خود را وقف نوشتن كرده است، اشغال مى كند، ديگر كارهاى او را هم تحت تاثير قرار مى دهد و بى كم و كاست درست شبيه كرم هاى درازى كه به بدن ميزبان خود هجوم مى برند، از شيره زندگى و هستى شخص نويسنده ارتزاق مى كند. فلوبر مى گفت: نوشتن نوعى زندگى كردن است. به بيان ديگر، كسى كه اين حرفه زيبا و جذاب را به عنوان شغل خود برمى گزيند، براى زندگى كردن نمى نويسد بلكه براى نوشتن زندگى مى كند.»
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 12:53  توسط رامین مولایی  |