زندگي مادرم از یک روز
پرز1 ارتگا ايرنه
مولايي رامين:ترجمه
!حريفه همهفن اصطلاح به و داره شغل چند و چندين من مامان كه گفت ميشه
:كنم تعريف زندگيشرو از روز يه براتون تا كنيد گوش خوب پس "چطور؟":ميپرسيد
"!مامااااااني":فرياد رعدآساي صداي كه نيمهشب بعداز يك ساعت از درست من مامان كاري روز
كيه؟ قوي حنجره اين صاحب بزنيد حدس ميتونيد !ميشه شروع درميآره ، لرزه به رو خونه
..جي -!ببخشيد -كه اونو تا ميزنه ، صدا رو مامانم كه ست"آلهخا" كوچيكم خواهر اون درسته ،
.ببره دستشويي به داره ، .
خرو وحشتناك صداي ببره ، خوابش و بشه گرم چشماش ميخواد تا آلهخا ، گرفتن پا سر از بعد
روي رو سرش تا بزنه سقلمهاي او به تا ميشه مجبور و !ميكنه بيخواب اونو بابام پف
!كنه جا جابه بالش
بيدار خواب از كه نيستيم ما اين ولي درميآن ، صدا به بابا و من ساعتهاي زنگ هم سحر صبح
كه من اما !ميكنه بيدار رو من و بابا بعد و ميپره خواب از كه مامانه بلكه ميشيم ،
!ميافتم بالشم روي دوباره ميآد ، خوابم هنوز
اونو و ميكنه بيدار رو "آلهخا" خواهرم ميشه ، صبحانه كردن آماده مشغول او مدت اين در
و جيغ و بهانهگيريها مجبوره صبح روز هر او.ميكنه آماده كودك مهد به رفتن براي
و صبر با..و نميخوره صبحانه درميره ، موهاش كردن شانه زير از كه رو خواهرم دادهاي
!كنه تحمل زياد حوصله
آماده سريعتر ما تا "!ميشه دير داره !باشيد زود":كه ميكنه گوشزد ما به مدام مامان
رو نامهاي كردهام فراموش كه ميافته يادم يكدفعه من اما.برسونه مدرسه به مارو و شيم
...!بدهم نشانش كند ، امضايش و بخواند او تا داده مدير كه
لندهاي و غر بايد و ميرسه دير ما خاطر به هميشه اما باشه ، كارش سر صبح ساعت 7 بايد او
.بخره جون به رو رئيساش
انجام هم رو ديگر كار چند بايد (بعدازظهر يا 3 ساعت 2) اداره در كارش شدن تموم از بعد
كنه ، پرداخت رو صورتحسابها بخره ، خونه براي چيزهارو ساير و گوشت سبزي ، ميوه ، :بده
...و ببره تعميرگاه به شده خراب كه رو ماشين
بايد ماست ، اختيار تحت راننده او عصر تا 5 ساعت 4 از چون !نشده تمام هنوز او كار اما
ديدن براي خريد مركز به يا غيره و موسيقي ژيمناستيك ، شنا ، كلاسهاي به رو من و آلهخا
لوازم مدرسه ، بعد روز نمايشگاه براي رنگي كاغذ خريد يا اومده خوشمون اون از كه چيزي
!ببره...و كاردستي
وقتي و بيرون ميزنه خونه از باز ,زبان كلاس به رفتن براي
