تبليغاتX
رامین مولایی

رامین مولایی

ترجمه هایی از ادبیات دنیای اسپانیایی زبان

Carta a una Señorita en París

 

Julio Cortázar

 

نامه به دوشيزه‌اي در پاريس

خوليو كورتاسار

قسمت اول

 

آندره[1] نمي‌خواستم براي زندگي به آپارتمان شما در خيابان سويي‌پاچو[2] بيايم، نه زياد به‌خاطر خرگوشك‌ها، بلكه بيشتر براي نپيوستن به نظمي بسته و بسيار دقيقي كه حتي در شبكه‌ي ظريف فلزيِ قيم درخت اسطوخودوس منزل‌تان مشهود است. قوي در حال پرواز و ترنم ويولن و يولاي كوراتتي از رارا[3] عذابم مي‌دهد. ورود به محيط كسي كه در كمال زيبايي آن‌جا زندگي مي‌كند و همه‌ چيز را چون بازتاب آشكار روان خود منظم كرده است، برايم تلخ است. اين‌جا كتاب‌‌ها( يك‌سو اسپانيايي، آن‌سو فرانسوي و انگليسي)، آن طرف راحتي‌هاي بزرگ سبز، يك عسلي گران‌بها و روي‌اش آن زيرسيگاري كريستال به ظرافت و شكنندگي حباب كف صابون، رايحه‌ي هميشگي پراكنده در فضاي منزل همراه ترنم موسيقي، رشد گياهان، عكسي از دوستي درگذشته، سيني چايو انبرك‌هاي مخصوص برداشتن قند در مراسم نوشيدن چاي. . .آه، آندره‌ي عزيز، چقدر سخت است، اعتراض يا حتي پذيرش نظم دقيقي كه يك زن در قصر كوچك خويش ترتيب داده است.



1.Andre

2.Sui Pacho

3.Rará


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 9:4  توسط رامین مولایی  |