نامه ی دهم: داده ی پنهان (ماریو بارگاس یوسا)

داده‌ی‌ پنهان

 

دوست عزيز :

ارنست همينگوي در جايي نقل مي كند كه در اوايل كار ادبي اش ، هنگام نوشتن داستاني ناگهان برايش اتفاقي مي افتد :

ادامه‌ی نامه اینجاست:

ادامه نوشته

نامه هایی به یک نویسنده جوان_ نامه ی نهم

                                                              9

                                                   “ جعبة  چيني”

 

دوست عزيز :

ابزار ديگري كه داستان نويسان براي جاذبه بخشيدن به داستان هايشان از آن بهره مي برند ، تكنيكي است كه مي توانيم آن را “ جعبه چيني‌” يا “ عروسك روسي ” ( ماتريوشكا ) بناميم .

ادامه ی نامه اینجاست:

ادامه نوشته

معرفی:رافائل آلبرتی شاعر دریا.مردم و آزادی

   
 

 

 

 

  back to list  
  Rafael Alberti  
     

رافائل آلبرتی شاعر دریا ، مردم و آزادی

 

رافائل آلبرتی

 
 

ترجمه  نازنین میر صادقی – رامین مولایی

 
 

 طرح جلد شروین شهامی پور

 
 

چاپ اول / 576 ص / 3400 تومان

 
     
     

 

رافائل آلبرتی شاعر ، نقاش و نمایشنامه نویس پرآوازه اسپانیایی است. زندگی طولانی و فعالیت او در زمینه های  گوناگون هنری از جمله نقاشی و گرافیک به او امکان آشنایی  و دوستی با هنرمندان برجسته بسیاری چون فدریکو گارسیا لورکا آنتونیو ماچادو ، پابلو نرودا و پابلو پیکاسو را داد. کتاب حاضر  گزیده ای از زندگی نامه آلبرتی به قلم خودش و نیز گلچینی از مجموعه کامل اشعار اوست.

تلفن نشر مس: ۸۸۹۱۸۳۴۱ ۸۸۹۱۸۳۴۲ 

پایان واقعی زیبای خفته

پايان واقعى زيباى خفته
161112.jpg
شرق: «پايان واقعى زيباى خفته» ، آناماريا ماتوته، ترجمه: رامين مولايى، نشر ايران بان، چاپ اول، ،۱۳۸۴ ۲۲۰۰ نسخه، ۱۹۵۰ تومان. تلفن ناشر: ۸۸۳۱۵۳۵۰
 
آناماريا ماتوته اسپانيايى است و براى ايرانى ها نام آشنايى است. از اين نويسنده رمان «پولينا، چشم  و چراغ كوهپايه» به فارسى ترجمه شده كه از يادگارهاى محمد قاضى است. ماتوته از برجسته ترين نويسندگان معاصر دنياى اسپانيايى زبان است، الان ۸۰ساله است و همچنان پركار. ماتوته وقتى ده ساله بود آتش جنگ داخلى در كشورش شعله ور شد و او را با طعم بدبختى، فقر، رنج، ترس و بى رحمى آشنا كرد. آشنايى او با جنگ چنان عميق بود كه تقريباً همه رمان هايى كه براى بزرگتر ها نوشته حال و هواى جنگى دارد.«پايان واقعى زيباى خفته» ادامه داستان «زيباى خفته» است. بوسه شاهزاده جوان طلسم جادوگر بدجنس را مى شكند و زيباى خفته را از خوابى صدساله بيدار مى كند؛ آنها با هم ازدواج مى كنند و... اما بعد از آن چه؟ آناماريا ماتوته تنها كسى است كه ادامه اين افسانه را مى داند و برايمان روايت مى كند.

خانه برناردا آلبا اثر برگزیده قرن بیستم(آرشیوی)

نگاه منتقد
خانه برناردا آلبا اثر برگزيده قرن بيستم
آ. پادييا
ترجمه: رامين مولايي
اگر بگوييم در ميان نويسندگاني كه آثارشان در فهرست ۴۰ اثر برگزيده قرن بيستم به داوري «ال پائيس»، نام «فدريكو گارسيا لوركا» (۱۹۳۶ - ۱۸۹۸) از شهرت بي مانندي نسبت به سايرين برخوردار است، اغراق نكرده ايم. گارسيا لوركا، كه در ۱۰ اوت سال ۱۹۳۶ به دست فرانكيست ها۱ در سن ۳۸ سالگي؛ يعني در سال هاي اوج شكوفايي هنر شاعري و نمايشنامه نويسي خود تيرباران شد، نام و آثارش با اين مرگ تراژيك از شهرت بيشتري برخوردار شد و چنان در ميان ملل مختلف بسط يافت كه او را در جايگاه جهاني ترين نويسنده اسپانيايي در قرن گذشته نشاند. درام مرگ گارسيا لوركا، نهايت انزجار و تنفر تمامي گروه هاي آزاديخواه اسپانيايي را عليه نيروهاي شورشي تحت امر ژنرال فرانكو برانگيخت و نگاه ها را به سوي اين شاعر معطوف ساخت. هر چند هيچ گاه علت اصلي تيرباران او مشخص نشد، اما بسياري بر اين عقيده اند كه همين ناسازگاري رفتاري او كه گاه در اشعارش نيز رخ مي نمود - براي نمونه در كتاب «شاعر در نيويورك» - براي نيروهاي مجري اعدام وي كه از سوي كليساي كاتوليك اسپانيا حمايت مي شدند مي توانست دستاويز مناسبي باشد؛ چرا كه او به رغم روح و انديشه لطيف و نيز عشق سرشار به مردم زادگاهش «گرانادا» (غرناطه) به هيچ عنوان هنرمند و نويسنده اي سياسي نبود و اقدام سياسي عليه فاشيست ها نمي توانست بهانه اي براي تيرباران او باشد. در سال ،۱۹۲۲ «مانوئل د فايا» موسيقيدان شهير اسپانيا، با كمك گارسيا لوركا دوست صميمي خود، «آزمون كانته خوندو»۲ را در گرانادا ترتيب داد. در طول مدت برگزاري همين آزمون، در جان فدريكو چشمه زلال الهامي براي نوشتن «شعر كانته خوندو» جوشيد كه البته نزديك ده سال بعد يعني در ۱۹۳۱ منتشر شد. اما درواقع پيشتر از آن با انتشار «غزل خوان كولي»۳ در سال ۱۹۲۸ مردم گرانادا و منتقدين ادبي سراسر دنيا، غنا و طراوت بي مانند اشعار فلامنكوي لوركا را ستوده بودند و اشعار فدريكو در اين كتاب، سراسر گرانادا، دهان به دهان مي گشت و توسط آوازخوانان فلامنكو به اجرا درمي آمد و تقريبا بي درنگ در چندين كشور اروپايي ترجمه و منتشر شد. اكنون نيز نام اين دو كتاب در فهرست آثار برگزيده قرن بيستم قرار گرفته است. در سال ۱۸۹۸بود كه عده اي از نخبگان ادبي و روشنفكران كشور كه منتقد اعمال زور و كشورگشايي بودند، با تمركز يافتن در مادريد با انديشه تداوم عظمت و اقتدار اسپانيا از راه ارتقا و بسط ادبيات و هنر نوين، جنبشي را كه به «نسل ۹۸» معروف شد پايه ريزي كردند. فعاليت اين نسل بود كه در سه دهه ابتدايي قرن بعد - قرن بيستم - منجر به پيدايش نويسندگان، شاعران و روشنفكراني با شهرت جهاني گرديد، كه از ميان آنها مي توان به كساني چون رافائل آلبرتي، فدريكو گارسيا لوركا، سالوادور دالي و لوئيس بونوئل اشاره كرد؛ افرادي كه تعدادي از ايشان به نوبه خود مبتكر جنبش عظيمي گرديدند كه به «نسل ۲۶» مشهور شد.
البته طلايه داران «نسل ۹۸» خود نيز از برجسته ترين چهره هاي ادبي و فلسفي اسپانيا و جهان به حساب مي آمدند، افرادي مثل ميگل د اونامونو، خوآن رامون خيمنس - دارنده نوبل ادبي ۱۹۵۶ -، اورتگا اي گاست، خوسه برگامين و آنتونيو ماچادو.
فدريكو اما با هر سه تن از كساني كه نامشان را بالاتر در كنار او آورديم، در اقامتگاه دانشجويان در مادريد آشنا شد و هر چند تنها دوستي نزديك و صميمانه او با رافائل آلبرتي تا زمان اعدام غيرمنتظرانه اش ادامه يافت، ولي دوستي و همكاري وي با دالي و بونوئل نيز كه تا پيش از سفر فدريكو به ايالات متحده در ژوئن ۱۹۲۹ و به بار آمدن دشمني سخت ميان ايشان پايدار بود، تأثير به سزايي در شعر و نمايش نامه هايش داشت، البته دوستي نزديك گارسيا لوركا با دالي همواره موجب بروز شايعاتي بود. سفر فدريكو به آمريكا و آشنايي نزديك با فرهنگ سرمايه داري، ظلمي كه بر سياهان ينگه دنيا مي رفت، وضعيت هولناك ايشان در نيويورك و نيز روح آزرده شاعر به خلق اشعاري انجاميد كه پس از گذشت پنج سال از مرگ او و ۱۰ سال بعد از تاريخ سرودن شان، زير عنوان «شاعر در نيويورك» فرصت انتشار يافتند. اشعار اين مجموعه كاملا متفاوت از سروده هاي پيشين فدريكو بود و از سوي منتقدين آثارش به عنوان شناسنامه اي از وضعيت اسفبار سياهان در آمريكا مورد ارزيابي قرار گرفت. همچنين لوركا پس از بازگشت از اين سفر بود كه به فكر ايجاد نوآوري هايي در تئاتر اسپانيا و نيز سبك نمايش نامه نويسي افتاد تا هنرهاي نمايشي كشورش را كاملا متحول سازد و رخوتي را كه دامن گير تئاتر اسپانيا شده بود به شادابي بدل سازد. از اين رو در چهار سال پاياني عمرش بود كه عميق ترين و ماناترين نمايشنامه هاي خود را نوشت و آنها را ـ به جز سومين نمايشنامه از اين تريلوژي ـ با توفيق فراوان روي صحنه برد: «عروسي خون»، «يرما» و «خانه برناردا آلبا». اما «خانه برناردا آلبا» به عنوان نمايش پاياني اين سه گانه نزديك ده سال بعد براي اولين بار در ۱۹۴۵ و در بوئنوس آيرس به روي صحنه رفت؛ چرا كه گلوله هاي سربي مزدوران فالانژيست در سحرگاه شوم ۱۹ اوت ۱۹۳۶ حنجره فدريكو را از صدا انداختند، غافل از آنكه شعر و تئاتر او براي هميشه در دنيا طنين انداز شده بود.
پي نوشت:
۱ ـ نامي كه به سربازان و مزدوران تحت امر ژنرال شورشي «فرانسيسكو فرانكو» اطلاق مي شود.
۲ ـ Cante Jundo نام ديگر آواز سبك فلامنكو و معناي تحت اللفظي آن «آواز ژرف» است.
۳ ـ Romancero gitano

نامه هشتم(چرخش ها و جهش کیفی)ماریو بارگاس یوسا

8     

“چرخش ها  و  جهش كيفي ”

دوست عزيز ،

حق با شماست ، طي اين مكاتبه ، در حاليكه براي شما از سه زاويه ديدي كه در رمان وجود دارد  مي گفتم ، بارها واژه “ چرخش ها ” را...

ادامه ی نامه اینجاست:

ادامه نوشته