درباره ی نویسنده ی "دایناسور"

 

Augusto Monterros

  

درباره‌ی نويسنده ‌ی "دايناسور"

ترجمه : رامين مولايي

آئوگوستو ۸۳ سال پيش در 21 دسامبر 1921 در “ تگوسيگالپا ” واقع در هوندوراس ، از پدر و مادري گواتمالايي به دنيا آمد . او كه به واسطه نوشتن داستانك هايش به شهرتي جهاني دست يافته بود
ادامه نوشته

کلاسیک های قرن بیستم: جوزف کنراد

CLASICOS XX-J.CONRAD  

 

قلب تاريكي ها

ترجمه : رامين مولايي

 

در نظر جوزف كنراد ، حرفه نويسندگي نه انتخابي داوطلبانه و نه ناشي از ذوق و قريحه بود . . . .

ادامه نوشته

نگاه چپ به بارگاس یوسا نکنید!- ماهنامه گلستانه شماره ۶۴

212067.jpg

 

نگاه چپ به بارگاس يوسا نكنيد!

 

به جرأت مي‌توان ادعا كرد كه لااقل از هنگام انتشار اولين آثار ترجمه شده از زبان‌هاي اروپايي، مشكل عدم انتقال صحيح و كامل مفاهيم نظري غرب نيز گريبانگير خواننده ايراني اين آثار بوده است. اما اين مسئله زماني به مشكلي قابل توجه بدل شد كه به صورتي عميق‌تر و آشكارتر در برداشت‌ها، انتقادات و نظريه پردازي‌هاي متفكر، عالم دين و روشنفكر ايراني از فرهنگ، هنر، سياست، فلسفه و ادبيات غرب كه در اكثر مواقع دانسته‌هاي خويش را تنها مديون همين ترجمه‌ها بودند، رخ نمود.

با گسترش تبادل فرهنگي ميان ايران و ساير ملل، نيز افزايش شمار ايرانياني كه...
ادامه نوشته

antifascista

Go to fullsize imageGo to fullsize imageGo to fullsize image

 

antifascista

 

“ رافائل آلبرتي ”  نقاش ، شاعر و مبارز ضد فاشيست

نوشته : آ . پادييا

ترجمه : رامين مولايي

رافائل آلبرتي در 16 دسامبر 1902 در شهر ساحلي “ اِل پوئرتو دِ سانتا ماريا ”ي كشور اسپانيا متولد شد و
ادامه نوشته

کلاسیک های قرن بیستم- خولیو کورتاسار

 

داستان هاي  زمزمه نگارها و باورها  *

CLASICOSXX-J.CORTAZAR

 

 

ترجمه : رامين مولايي

 

خوليو فلورنسيو كورتاسار ( 1984 پاريس ـ 1914 بروكسل ) ، يكي از بارورترين ، ...
ادامه نوشته

 

 

CLASICOS XX- CAMUS

 

آلبر كامو

نوشته : آ . پادييا

ترجمه : رامين مولايي

raminmolaei@gmail.com

آلبر كامو به سال 1913 در الجزاير متولد شد ، او دومين فرزند . . .

ادامه نوشته

داستان کوتاهی از ماریو بارگاس یوسا(گلستانه_64 )

 

 

                                                                       El  Hermano  Menor (1) 

 

 

برادر كوچك (1)

 

كنار جاده تخته سنگ بزرگي بود و روي آن يك قورباغه‌ي چاق. داويد با دقت نشانه گرفت.

خوآن گفت:

ادامه نوشته

 
 
 
كافكا ، كافكاى عاشق
ترجمه:رامين مولايى
بخش پايانى
ادامه نوشته

 
كافكا، كافكاى عاشق
رامين مولايى
بخش اول

ادامه نوشته